تماشای دو فیلم با یک بلیت در سینما مولنروژ!
سینما از آنزمانی به شهر ما راه پیدا کرد که یکی از صاحبمنصبان شهر به نام «موسیخان اعتبارالسلطنه» تصمیم گرفت در عمارت خود در محله ارگ، تالاری برای اجرای جشنها و ساز و آواز مهاجران قفقازی دایر کند تا اعیان و اشراف شهر بتوانند اوقاتفراغت خود را در آن تالار سپری کنند.
او بعد از راهاندازی چند سینما در تهران و تبریز، یک دستگاه آپارات هندلی خرید که قادر به نمایش فیلم بود. به این ترتیب در این عمارت برای اولینبار چند حلقه فیلم به نمایش درآمد و سرآغازی شد برای ورود سینما به شهر ما.
استقبال چشمگیر مردم از سینما سبب شد تا روزبهروز بر تعداد آنها افزوده شود. سینماهایی که بیشتر در محله ارگ و محدوده آن که محلات اعیاننشین شهر بودند، پامیگرفتند و امروز فقط نامی از آنها باقیمانده است.
سینما «مولنروژ» یکی از این سینماهاست. سینمایی که امروز از آن بنایی مخروبه و خاکگرفته برجای مانده است.
در یکی از آخرین روزهای تابستان به کوچه استانداری رفتیم تا گپوگفتی داشته باشیم با همسایههای این سینما و از حالوهوای دهه ۴۰ و سینما و سینما روهای آن روزها از ایشان بپرسیم.
سینمایی که به انباری مبدل شد
وارد کوچه استانداری میشویم. کوچهای تقریبا کمعرض با پیادهروهای کمعرضتر که دوطرفش کیپ تا کیپ خودرو پارک شده است. تصور اینکه در این کوچه سینمایی بوده باشد دور از ذهن است.
ساختمان استانداری و پارکینگ نیروی انتظامی بخش وسیعی از این کوچه را دربرگرفته است. چندباری کوچه را بالاوپایین میکنیم. ما هر چه بیشتر چشم میگردانیم کمتر نشانی از بنایی که شبیه به سینما باشد، به چشممان میآید. رهگذران هم خبری از وجود سینما در این کوچه ندارند.
در میان کنکاش برای یافتن بنای سینما، چشممان به تابلوی چاپخانه گوتمبرگ میافتد. وارد میشویم پیرمردی سپیدموی پشت میز نشسته است.
پس از خوشوبشی کوتاه وقتی از او راجعبه سینما سؤال میکنیم با انگشت اشاره به ساختمان سنگی قدیمیساز آن سوی خیابان اشاره میکند و میگوید: «زمانی آنجا برای خودش بروبیایی داشت. حدود ۴۵ سال قبل که خواهرم ملکی را در این کوچه خرید، سینما درست روبهروی منزلش بود. آن زمانها فیلم فارسی نبود یا در این سینما زیاد اکران نمیشد. بیشتر فیلمها خارجی و آمریکایی بود که دو نوبت صبح و شب فیلم پخش میکرد.»
او ادامه میدهد: «نام مالک سینما را نمیدانم، اما بعد از انقلاب و تعطیلی سینماها آن را فروخت و به خارج از کشور رفت. بعد از آن از سال ۵۹ این سینما به انبار کالا تبدیل شد، از حدود ۱۵ سال قبل که مالک بعدی فوت کرده، این ساختمان به حال خود رها شده است.»
از خاطراتی که این قدیمی کوچه استانداری از سینما دارد، تابلوی دایرهمانند بزرگی است که بر سر در سینما جانمایی شده بود: «تابلوی نئون قرمز رنگی سر درِ سینما بود که کلمه مولنروژ در آن نوشته شده بود. این اسم بهطور مدور میچرخید و زیبایی خاصی داشت؛ بهویژه شبها با آن نور گردان قرمز توجه همه را به خود جلب میکرد.»

دست که زیاد شد از چشمها افتاد
گلمکانی، خیاط کهنهکار محله، یکی دیگر از همسایههای سینما مولنروژ است که حدود ۷۰ سال در این کوچه زندگی میکند و بیش از نیمقرن است که خیاط محله استانداری است.
او یکی دوبار به این سینما رفته و پای فیلمهای آمریکایی آن نشسته است: «زیاد سینمارو نبودم، اما یکی دوباری با دوستان به سینما رفتم. آن هم بهدلیل تعریفهایی که از هنرمندهای آن فیلمها شنیده بودم.»
او همچنین از سالهای آخر فعالیت این سینما میگوید که با یک بلیت میتوانستند دو فیلم را به تماشا بنشینند و به همیندلیل به سینما دوبلیتی مشهور شده بود و همه آن را به این نام میشناختند.
به گفته این همسایه قدیمی کوچه استانداری آنزمانها هم مثل امروز این کوچه یکطرفه بود، با این تفاوت که وسایلنقلیه از سمت خیابان دهدی بهسمت خیابان بهار در حرکت بودند.
دو جوی آب هم دو طرف خیابان بود و همیشه آبی روان در آنها جاری بود. همینها این کوچه را صفا میداد. پاگرفتن سینما در این کوچه و آمد وشد آدمهای دلخوشی که برای تفریح به سینما میآمدند، صفای این کوچه را دوچندان کرده بود.
سینمایی برای خانوادهها
صاحب عکاسی نگاه در میدان دهدی یکی دیگر از قدیمیهای کوچه استانداری است. او یکی از سینماروهایی بوده که هر وقت فرصت میکرده با دوستانش راهی سینمایی که در چند قدمی خانه پدریاش بوده، میشده است. «کوچه ما کوچه باصفایی بود.
دو طرف خیابان پر از درخت و سرسبز بود با دو جوی آب روان پای آنها. حدود سال۴۰-۳۹ که آقای مروج نامی یکی از باغهای این کوچه را خرید و ساختمان سینمایی را بنا کرد، صفای این کوچه بیشتر شد.
چون از همان اوایل که سینمای خانوادگی بود، رفتوآمد خانوادهها به این کوچه بیشتر شد، اما بعدها که هر فیلمی را پخش میکردند، اوضاع فرق کرد و کمتر خانوادهها برای دیدن فیلم به این سینما میآمدند.»
او درباره رونقی که سینما به محله داده بود، میگوید: «چون بیشتر بافت این کوچه مسکونی بود و کوچه فرعی و کوچک، بههمیندلیل بیشتر فروشندگان موادغذایی و تنقلات، داخل خود سینما بودند، مثل دیگر سینماها نبود که دوروبرش پر باشد از فروشندگان مختلف.
از طرفی این سینما دوممر بود، از در سمت کوچه استانداری وارد و از در پشت ساختمان که کوچهپشتی بود، خارج میشدند برای همین زیاد آزاری برای ما نداشتند.»
او که خود از سینماروهای آن روزها بوده است، ادامه میدهد: «سینما در اطراف خانه ما زیاد بود، به ویژه محله ارگ که ارمنینشین بودند، حدود هفتهشت سینما بود و از آنجا که آنزمان در بیشتر خانهها تلویزیون نبود و مثل اکنون نبود که هر کس تلویزیون سیاری به نام تلفنهمراه داشته باشد، سینما بهترین تفریح بود.
من خودم فیلمفارسیها را ترجیح میدادم و هر وقت فراغتی پیدا میکردم سینما را برای گذراندن وقتم انتخاب میکردم.»
«مولنروژ»؛ سینمایی با شروع خوب و پایانی بد
«اینجا مشهد، سینما مولنروژ، عظمت موشکهای کیهاننورد، زیبایی فضای لایتناهی، عظمت موشکهای کیهاننورد، جدال ماورای جو، شرایط بیوزنی انسان در فضا و صد معمای غامض و لایتناهی که در گذشته ذهن انسان را به خود مشغول داشته است.
اینک تحقق یافته در فیلم «جنگ در فضا». تاریخ افتتاح پنجم آبانماه» این متن آگهی با تصویری طراحی شده از سالن سینما در چهارمین روز آبان سال ۱۳۴۰ روزنامه خراسان است.
تبلیغی که خبر از افتتاح سینما «مولنروژ» در کوچه فرخی یا همان استانداری میدهد. سینمایی که در طول عمر هفدهساله فعالیتش فراز و نشیبهای زیادی به خود دید.
در ادامه به تاریخچه مختصری از برنامهها و فعالیتهای سینما مولنروژ، تنها سینمای محدوده ارگ سابق که هنوز ساختمان آن پا برجاست، پرداختیم.

رپورتاژ آگهی خراسان برای مولنروژ
«.. بیایید از مولنروژ سینمای مجللی که فردا افتتاح میشود، دیدن کنیم. سالن وسیع، پرده عریض و آپارات آخرین مدل سینما مولنروژ، تماشایی است...» در ادامه خبرنگار روزنامه به تشریح سالن و دیگر بخشهای سینما پرداخته است: «.. یک سالن بزرگ که به بهترین نحو ساخته شده بود و سقف و کف و دیوارهای آن با نهایت زیبایی که بیننده را به خود مجذوب میکرد.
صندلیهای مبلی قشنگ طوری چیده شده بود که تماشاچیان با نهایت راحتی میتوانند فیلم را تماشا کنند. در سینما مولنروژ دستگاههای تهویه و شوفاژ متعدد نصب شده است و جای نگرانی و ناراحتی باقی نیست...» این گزارش سرتاسر تبلیغی با همین شیوه تا پایان ادامه دارد و در ادامه نویسنده، نام صاحب سینما را هم آقای مربی هروی قید کرده است.
سینما مولنروژ پس از نمایش فیلم «جنگ در فضا» در همان سال چند فیلم دیگر از جمله «ساعت وحشتناک»، «شکار شوهر»، «ملکه دریا»، «هیولای وحشت»، «سرنوشت یک دختر» را روی پرده سینما برد. این سینما پس از نمایش چند فیلمی که از آن یاد شد در تاریخ ۲۲ آذر سال ۱۳۴۰ اقدام به نمایش «ژنرال دلارووره» ساخته فیلمساز پرآوازه ایتالیایی کرد.
این فیلم از آثار برجسته سینمای ایتالیا به شمار میآید. فیلم قدیمی و البته چندبار نمایش داده شده در سالهای اولیه احداث سینما در مشهد از جمله «مسافرت به کره مارس» یکی دیگر از فیلمهای این سینما در دهه ۴۰ بود.
روند نمایش فیلمهای قدیمی و تکراری موجب میشود که سینما مولنروژ در همان سال اول سیر نزولی را طی کند؛ ازهمینرو اقدام به نمایش دو فیلم با یک بلیت میکند.
سنیمایی که به اجاره داده شد
مولنروژ در همان ماههای اولیه در رقابت با دیگر سینماهای شهر ناکام ماند؛ چراکه مثلث مدیران سینماهای «آسیا و رادیوسیتی» از یک طرف، «ایران، فردوسی و هما».
از سوی دیگر به همراه ضلع دیگر رقابت سینماها «متروپل و کریستال»، اجازه نفسکشیدن به این سینما را نمیدادند. در بهمن همان سال سینما «سعدی» هم به جمع سینماهای مشهد اضافه شد و بهدلیل موقعیت مکانی بهتر، اقدام به نمایش فیلمهای برتر سینمای جهان کرد.
ازهمینرو ادامه کار این سینما سختتر از گذشته شد. هر چند شروع کار سینما مولنروژ با موفقیت همراه بود و تماشاگرانی را به خود دید و با فروش درخور ملاحظهای روبهرو شد، اما در ادامه، رقبای این سینما شرایطی را ایجاد کردند تا قاسم مربی ناچار به اجاره این سینما به رقبا شد.
مولنروژ بهمدت چند سال زیر پوشش سینماهای «فردوسی، هما و ایران» قرار گرفت و پس از تأسیس سینما «شهر فرنگ» توسط هراند مانگاساریان ادامه اکران فیلمهای سینماهای زیرپوشش سینما خراسان در سینما مولنروژ، این سینما را از حوزه رقابت با دیگر سینماهای مشهد بازداشت.
با پایان قرارداد شرکت سینما خراسان، دکتر اسکوییان با در اختیار داشتن اکران سینماهای «آریا، آسیا و سانترال»، سینما مولنروژ را هم اجاره کرد تا همانند مانگاساریان دارای یک گروه چهارسینمایی باشد.
به این ترتیب سینمایی که نمایش فیلم را با نمایش فیلمهای خارجی قابل دفاع آغاز کرده بود، با رویکردی نامناسب، ابتدا نمایش ۲ فیلم با یک بلیت و در ادامه نمایش فیلمهای اروتیک (غیراخلاقی) را در دستورکار قرار داد و در پایان نیز به اجاره داده شد.
ماجرای غمانگیز این سینما از آنجا شکل گرفت که پس از افتتاح سینما سعدی در نزدیکی این سینما، مولنروژ نتوانست، چون گذشته نمایشدهنده آثار برتر سینما باشد و تا سال ۱۳۴۴ که حسنخان قرائی این سینما را خرید، از نظر اکران فیلم دچار مشکل شد.
پس از افتتاح سینما سعدی در نزدیکی این سینما، مولنروژ نتوانست، چون گذشته نمایشدهنده آثار برتر سینما باشد
پربینندهها در انحصار سینماهای مطرح
فیلمهای هندی و ایرانی که آنزمان جزو پرفروشها به حساب میآمدند کلا در قرارداد سینماهای «هما، فردوسی، ایران و...» بودند.
فیلمهای مطرح ایتالیا، فرانسه، آمریکا و انگلستان را هم رقبا دراختیار گرفته بودند. سینما مولنروژ چاره ادامه کار را با نمایش ۲ فیلم با یک بلیت دید و این تدبیر نسنجیده و نمایش فیلمهای تکراری، این سینما را در آستانه ورشکستگی قرار داد.
نمایش ۲ فیلم با یک بلیت بر خلاف انتظار ادارهکننده سینما مورد توجه واقع نشد و خانوادهها از این شیوه نمایش استقبالی نکردند.
مالک سینما برای جلوگیری از تعطیلی سینما آخرین حربه را به کار بست و موج فیلمهای اروتیک نظیر «وقتی کلفت خوشگل باشه» و بسیاری از فیلمهای درجه ۳ ایتالیایی بر پرده این سینما جاخوش کرد.
بهدنبال این تغییر و تحولات سینما مولنروژ از حالت خانوادگی خارج شد و فروش سینما سیر نزولی پیدا کرد.
زیر هجدهسالهها هم حق ورود داشتند
بیشتر فیلمهایی که در آنزمان از طرف اداره فرهنگ و هنر برای افراد زیر ۱۸ سال ممنوع بود، در این سینما نمایش داده میشد و سینما مولنروژ بهدلیل نمایش فیلمهای مبتذل جولانگاه اراذل و اوباش شده بود.
بهطوریکه بهجز سالهای اولیه در مقابل دیگر سینماها برای نمایش فیلم، مستقل عمل کرد و بهناچار اجاره داده شد که در این سالها آنها [اجارهکنندهها]از کارکنان سینماهای خود، شخصی را انتخاب و به مدیریت این سینما میگماشتند.
حسین گل خندان که مدتی بهعنوان کنترلچی این سینما مشغول به کار بود، میگوید: «این سینما مدیر درست و حسابی نداشت. مدیر سینما از ترس عدهای افراد بزنبهادر و قلچماق که آنجا را پاتوق خود کرده بودند، همیشه در ترس و دلهره به سر میبرد...»
حسین گلچین، یکی از کارکنان سابق سینماهای مشهد، نیز درباره چگونگی اداره این سینما میگوید: «وقتی اسکوییان این سینما را اجاره کرد، عبدا... کوکبی را که بلیتفروش سینما آسیا بود بهعنوان مدیر سینما مولنروژ به این مکان فرستاد.
مدتی هم علیاکبر قاسمی، نماینده یکی از پخشهای فیلم، مدیر سینما شد. در آنزمان عدهای که ادعای عمویی داشتند در این سینما حکمرانی میکردند...»
تنها سینمایی که مصادره نشد
سینما مولنروژ پس از مدتها دست به دستشدن در سال ۱۳۵۷ و قبل از پیروزی انقلاب اسلامی برای همیشه تعطیل شد. نکته جالب توجه اینکه در جریان مصادره سینماهای مشهد این سینما بهدلیل فعالیت سینمایینداشتن مشمول قانون مصادره نشد.
اما مالکان آن هرگز بهدنبال بازگشایی سینما نرفتند. این سینما پس از انقلاب و فروش، تبدیل به فروشگاه لوازم خانگی شد. قسمت ایوان آن نیز تخریب و به باشگاه ورزشی تغییر کاربری داد.
اما پس از مدتی باشگاه هم تعطیل و سالن نمایش این سینما تبدیل به انبار کالا شد و سالن انتظار هم به صورت اولیه به شرکت بازرگانی تبدیل شد. اما سال هاست سینما مولنروژ، متروک و به تلی از خاک تبدیل شده است.
*متن فوق برگرفته از کتاب «صد سال سینما در مشهد» نگارشی از حسین پورحسین، محقق و پژوهشگر است.
*این گزارش سه شنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۷ در شماره ۳۰۲ شهرآرامحله منطقه ۸ چاپ شده است.
